آغاز سده‌ٴ چهاردهم عبارت بود از درباب آموزش فرزندان نجبا1 تأليف ونسان دو بووه (سيزدهم ـ 2)، كه در اواسط سده‌ٴ سيزدهم براي مارگارت پرونسي‌، همسر سن لويي نوشت‌؛ درباب تدبير مدن از قديس توماي آكويني براي هوگوي دوم شاه قبرس‌، كه شاگردش بارتولوميو دالوكا درحدود 1274 ـ 1282 آن را تكميل كرد و رساله‌ٴ ديگري به‌همان نام اَجيديوي رومي (سيزدهم‌ ـ 2) براي شاگردش فيليپ چهارم ملقب به زيبا، اندكي پيش از بر تخت نشستن او در سال 1285 نوشت‌. ونسان و توما دومينيكي بودند، اَجيديو اوگوستيني‌، ولي در مسايلي از اين قبيل بسيار با هم توافق داشتند. هر سه رساله حاكي از روحيه‌ٴ مسالمت‌جوي توما و معقوليتي دل‌چسب بود. عقيده‌ٴ توما درباره‌ٴ پادشاهي چيزي شبيه سلطنت مشروطه‌ٴ امروزي و محدوديت شاه بود.2 گالوانو دو لِوانتو، نوع ديگري از آيين كشورداري را براي همان شاه فرانسه در سال 1295 نوشت‌ و نصايح خود را به صورت بحث ميان بازيكنان شطرنج مطرح ساخت‌.
گزيده‌هاي
جوواني دا سان جيمينيانوي دومينيكي حاوي ((مثال‌هايي‌)) داراي فوايد حقوقي و اجتماعي است‌.
همين‌قدر درباره‌ٴ آموزش حقوقي و سياسي كافي است‌. مسئله‌ٴ سياسي عمده در اروپا كشمكش پاپ و امپراتور بود؛ كشمكشي كه قرن‌ها ادامه داشت و در آن زمان فرو ننشسته بود. مردم صلح‌جو كه در آن زمان زياد بودند، ادعا مي‌كردند پاپ و امپراتور دو ستون جهان‌اند ــ البته‌ دو ستون برابر، وگرنه جهان فرومي‌ريزد. اين استعاره‌اي فريبنده ولي غلط بود؛ چون پاپ و امپراتور از لحاظ ثبات هيچ شباهتي به ستون نداشتند؛ آنان ناچار بودند هر لحظه تصميمي‌ بگيرند، چيزهايي را عوض كنند، كساني را نصب و افرادي را عزل كنند، دوستي و دشمني كنند. وقتي تصميماتشان متضاد بود، كدام بايد حاكم مي‌شد؟
 برخي نويسندگان مسايل اجتماعي مدعي بودند پاپ سرور همه است و امپراتور قدرت‌ خود را از او كسب مي‌كند. پاپ بر سر امپراتور تاج مي‌نهاد و مدعي بود مي‌تواند او را عزل كند ــ آيا نمي‌توانست او را لعنت و تكفير كند؟ بهترين سخن‌گويان اين گروه آگوستينو تريونفو راهب‌ اوگوستيني بود؛ و سخن‌گوي فرودست‌ترش اُپيسينوس كانيستريس كشيش‌.
گروه مخالف خيلي نيرومندتر بود و هر روز نيروي بيشتري مي‌گرفت‌، به‌ويژه هنگامي كه‌


1. پس از چاپ جلد دوم مقدمه (ص 1802) چاپ تازه‌اي از آن شده است‌،
 (Arpad Steiner: De eruditione filiorum nobilium (Mediaeval Academy, no. 32, 268 p., Cambridge, Mess. 1938.,
در مورد آموزش فرزندان گيوم پرو، حدود 1260 يا 1265، نك مقدمه 2، 1797 و نامه‌ٴ اشتاينر در (Speculum (8, 51-58,1933; Isis 20, 523
Hyma p. 36-41, 1938 .2